تبلیغات
تنافس - سفرنامه02
 
یکشنبه 6 فروردین 1391 :: نویسنده : f_rahnama

صبح ِ کله ی سحر ، دم ِ رفتن ، بچه ها ایستاده بودند کنار اتوبوس . بچه هایی که خیلی شبیه ِ پدرها یا مادرهاشون نبودند .

داشتن از از آقا سید حرف میزدند...

" هفتاد و پنج درصد " براشون یه عدد بود ... می گفتند: " یعنی الان یکی میاد تو اتوبوس ما که دو تا دست و یه پا نداره ؟!"

آقا سید که اومد ، همون صندلی اول دست راست نشست .

هم دست داشت، هم پا .

تنها اومده بود .

هم‌رزم هاش هواشو داشتند .





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تنافس
پیشی بگیرید بر یکدیگر برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان -------" فلیتنافس المتنافسون" مطففین آیه 26
درباره وبلاگ

تنافس جایی است برای ِ نوشته های درهم ِ من از
معماری، انسان،عشق و خدا...

و اما...

در پس ِ این روزهای ناآرام ِ بهانه جو که در سکوت می آیند و می روند،
انتظار ِ آمدن ِ عزیزی ، دلیل ِ نا تمام ماندن ِ لحظه هاست...

این روزهایی که آرام نمی گیرند ، مگر او بیاید...
هم او که غمش بزرگ است و دلش بزرگ تر و یار و یاور ِ صادق می طلبد.

باشد که خداوند از ابر هدایتش برایمان بارانی برساند تا طلوع ِ طنازانه ی آن خورشیدرا درک کنیم و در زمره ی یارانش قرار گیریم.

مدیر وبلاگ : f_rahnama
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

آمار سایت