تبلیغات
تنافس - مبارك باشه خانوم ...
 
یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : f_rahnama

 

 

داشتم فكر می كردم كه توی این 15 روز چقدر  "عشق "‌ كرده .

با خودم دو دو تا چهار تا می كردم ببینم توی این 15 روز چقدر  بغلش كرده و تنگ فشرده به سینه اش ؟!  چند نفس عمیق از بوی  ِ ‌گردن ِ‌ظریفش رو ذخیره كرده توی ریه هاش و عاشق ِ‌عطر ِ‌تنش شده ؟...

خودش كه نمی گفت ...

اما همش دلم فوضولی میكرد ببینه كه حالا كه مادر شده چقدر از  " زن " بودنش لذت میبره ...

دلم می خواست ازش بپرسم چند تا لالایی بلده ؟

دیدم شاید خصوصی باشه ... نپرسیدم .

دلم می خواست ازش بخوام كه یكی از اون لالایی ها رو برامون بخونه ...

گفتم نكنه برای بقیه جالب نباشه یا خنده دار باشه ...نخواستم .

دلم می خواست بعدش كه لالایی مادرونه ش تموم شد ،‌من هم یه دونه از اون لالایی هایی رو  كه از بر دارم ،براش بخونم ....

به اینجا كه رسیدم خودم خنده ام گرفت !

خوش بختانه این خنده ی دلخواسته  لابلای خنده های ِ‌ "همیشه بر لبم"  گم شد و كسی نپرسید برای چه می خندم !

یك نفس عمیق می كشم ...

مهر

مهر

مهر

همه ی چیزیست كه خدا ،مهربانانه،  در نگاه ِ  یك مادر به ودیعه گذاشته .

 

شاید هیچ كس نفهمیده باشد ،‌شاید هیچ كس حتی دقیق نشده باشد توی چشم هاش اما ...

من توی چشم های تیره اش یك چیزی میدیدم كه حاضرم قسم بخورم قبلا نبود !

توی چشم هاش " عشق "‌بود ... عشق نه !

" عشق "‌بود . - "عشق بود"  را با همین غلظتی كه گفتم بخوانید - " عشق " بود.

یك جور عشقی كه میشد فهمید توی این 15 روز ،‌خعلی عشق كرده ! 

رفته بودم كه فقط به خاطر مادر شدنش او را ببوسم ...و بگویم مبارك باشه خانوم .

كه با یك محبت ِ  خاصی بگویم "خانوم " .

 

 

پ.ن : نی نی چون كار خیلی مهمی كرده به دنیا اومده ،ما خاله ها براش جاییزه برده بودیم ...این هم عكس جاییزه های نی نی در ادامه مطالب .

 

 

این كفش های گوگول  رو یه خاله  ی دیگه جاییزه داده بود به نی نی  

 

دیدی چی شد؟ یادم رفت از لباس های نانازی كه تو اون جعبه است عكس بگیرم !!!

یه 5 تیكه  ی سفید با حاشیه ی آبی كه روش دو تا هاپو داره .

حواس ندارم دیگه !

تازه از ساعت و قاب عكس خوشگلی كه خاله ها ی دیگه اش آورده بودن هم نشد عكس بگیرم !

راستی برو بچ دقت كردید این بچه چقدر خاله داره ؟!





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 18 بهمن 1390 08:03 ب.ظ
سلام عسلک
خوبی جیگر؟
خاله شدن مجدد مبارک
انشاا... به زودی از این "عشق" ها تو چشمای شما ببینیم
f_rahnama سلام عزیز دلم ...خوشخالم میکنی برام مینویسی خانوم خانوما.ایشالا اول شما.
پنجشنبه 13 بهمن 1390 07:18 ب.ظ
الهی خودت مامان بشی خاله جون ن

عمق مجبتت رو می شد از نوشته هات فهمیدم

طوری قلبم به تپش افتاد که اجساس کردم نی نی الان تو دستای منه ...

خوشمان آمد ازتان :) لینکوندیم :)
f_rahnama ممنون خانوووووووووم ...محبت داری شما. منم لینکت کردم .
چهارشنبه 21 دی 1390 07:29 ب.ظ


سلام
تولدش مبارک !
f_rahnama سلام دوست ِ‌من
یه عالمه مرسی .
یکشنبه 18 دی 1390 08:44 ب.ظ
سلام عزیز دل

خدا این فرشته ی کوچولو رو برای پدر مادرش حفظ کنه

با مثنوی حدیث پریشانی چشم به راهتان هستم
در پناه حضرت دوست
f_rahnama سلام .آمین .
ممنون كه خبرم كردی بانو.
یکشنبه 18 دی 1390 10:03 ق.ظ
سلام. ببخشید الان شما خاله واقعیش هستین یا خاله الکی؟؟؟؟
f_rahnama سلام .با اجازه ی بزرگ ترها هممون خاله ی الكی میباشیم !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تنافس
پیشی بگیرید بر یکدیگر برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان -------" فلیتنافس المتنافسون" مطففین آیه 26
درباره وبلاگ

تنافس جایی است برای ِ نوشته های درهم ِ من از
معماری، انسان،عشق و خدا...

و اما...

در پس ِ این روزهای ناآرام ِ بهانه جو که در سکوت می آیند و می روند،
انتظار ِ آمدن ِ عزیزی ، دلیل ِ نا تمام ماندن ِ لحظه هاست...

این روزهایی که آرام نمی گیرند ، مگر او بیاید...
هم او که غمش بزرگ است و دلش بزرگ تر و یار و یاور ِ صادق می طلبد.

باشد که خداوند از ابر هدایتش برایمان بارانی برساند تا طلوع ِ طنازانه ی آن خورشیدرا درک کنیم و در زمره ی یارانش قرار گیریم.

مدیر وبلاگ : f_rahnama
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

آمار سایت