تبلیغات
تنافس - 12
 
دوشنبه 20 آبان 1392 :: نویسنده : f_rahnama
بمبی که نزدیک  مرقد مطهر دو طفلان مسلم منفجر شده بود داشت مسیر سفر ما رو عوض می کرد و ما توی جاده های بی تابلو و بی نشان عراق، یه بار دیگه ختم صلوات  گرفته بودیم ...بمب بهانه ی مسخره ای بود برای کاروانی که راهی کربلا شده!
نکنه نطلبیده  باشند...
یاد گلدسته های مطهرشون افتادم که تو شهر خودمون ساخته شده بود و خودمون از قزوین راهی‌شون کرده بودیم ....یعنی می شد قسمت بشه و اون گلدسته ها رو سر جاشون ببینیم؟!

................................

این اولین باری بود که دو تا گنبد طلایی توی یک قاب می دیدم .
دلم رفت ...
رفت پیش دو تا گنبد کنارهم تو کاظمین.

کار نصب گلدسته ها تموم شده بود ...ولی هنوز داربست ها رو جمع نکرده بودن.

خدا رو شکر کردیم و قبر دو برادر غریب  و شجاع ، دو هدیه  ی جناب مسلم به سیدالشهدا رو زیارت کردیم و راهی کربلا شدیم.

محمد، ابراهیم، حمیده .........تو فکر خواهرشون بودم که تا کجا کاروان ِ داغ دیده رو همراهی کرده ...
و یادم اومد که چند سال قبل در قبرستان باب الصغیر، آرامگاه حمیده دختر حضرت مسلم رو زیارت کردم.

"شکفته بر این نهر،دو یاس کوچک
دو چشم فروزان، دو الماس کوچک

دو گنبد به اندازه ی بی پناهی
شده کربلایی به مقیاس کوچک

کنار فرات، آه ، می  بینی ای دل!
به خون خفته جسم دو عباس کوچک"










نوع مطلب : سفرنامه ی عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 آبان 1392 08:08 ب.ظ
نخیر.. عمرا اگه بتونی حدس بزنی...
f_rahnama در این حد؟!
جمعه 24 آبان 1392 09:09 ب.ظ
سلام

چقد متنت با دلم بازی کرد

امروز بد جور هوس زیارت به سرم زده مخصوصا اینکه این چند روز توی روز ها گم شدم یا شاید توی آدماش و ناله هاش

دلم گنبد میخاد
f_rahnama سلام مهدیه جان ...انشالله زیارت آقامون قسمت دل‌ت بشه.
سه شنبه 21 آبان 1392 01:14 ق.ظ
از حرم دو طفلان مسلم که زدیم بیرون
آقا صادق گیر داد که ببینید چقدر همشهری های ما با معرفتن و بازسازی اینجا رو بعهده گرفتن..
طالقان چرا جایی رو بازسازی نکرده..
خلاصه آقا.. بحث طولانی قزوین و طالقان دوباره شروع شد...
f_rahnama می تونم حدس بزنم چه بحثی پا گرفته اون میون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تنافس
پیشی بگیرید بر یکدیگر برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان -------" فلیتنافس المتنافسون" مطففین آیه 26
درباره وبلاگ

تنافس جایی است برای ِ نوشته های درهم ِ من از
معماری، انسان،عشق و خدا...

و اما...

در پس ِ این روزهای ناآرام ِ بهانه جو که در سکوت می آیند و می روند،
انتظار ِ آمدن ِ عزیزی ، دلیل ِ نا تمام ماندن ِ لحظه هاست...

این روزهایی که آرام نمی گیرند ، مگر او بیاید...
هم او که غمش بزرگ است و دلش بزرگ تر و یار و یاور ِ صادق می طلبد.

باشد که خداوند از ابر هدایتش برایمان بارانی برساند تا طلوع ِ طنازانه ی آن خورشیدرا درک کنیم و در زمره ی یارانش قرار گیریم.

مدیر وبلاگ : f_rahnama
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

آمار سایت